4. رياضيات رومي و چيني. آپوليوس نخستين ترجمهٴ لاتيني حساب نيكوماخوس را تدوين كرد. در اواخر سدهٴ دوم يا آغاز سدهٴ سوم، هسون يوئه رسالهاي در حساب نوشت.
5 . نجوم سرياني و چيني. ابن ديصان فيلسوف رسالهاي نوشت و در آن ثابت كرد كه جهان فقط 6000 سال عمر خواهد كرد.
ليو هونگ ظاهراً شناختي از تقديم اعتدالين داشته است.
6 . تاريخ طبيعي هلنيستي. متن اصلي رسالهٴ موسوم به
فيزيولوگوس يوناني مجموعهاي است از اخلاقيات مسيحي مبتني بر خصايص حقيقي يا افسانهاي حيوانات، و احتمالاً در اواخر سدهٴ دوم يا اوايل سدهٴ سوم در اسكندريه تحرير شده است.
نوشتههاي ماركلوس سيدي دربارهٴ ماهيان و آثار فيلومنوس دربارهٴ سموم جانوران هرچند در وهلهٴ اول جنبهٴ طبي دارد، داراي برخي مطالب جانورشناسي است.
7. جغرافياي هلنيستي و رومي. پوزانياس، سياح يوناني، در حدود 160 تا 174 رسالهاي در توصيف يونان نوشت كه حاوي اطلاعات گرانبها و وسيعي است، مخصوصاً از لحاظ مكانشناسي يونان قديم. ولي پوزانياس از مطالب بسيار ديگري نيز صحبت ميكند، ازقبيل كرم ابريشم چيني و صنعت نوغان. در اين مورد لازم است گفته شود تا جايي كه ميدانيم نخستين مسافران از روم به چين فرستادگان ماركوس اورليوس بودند (166).
8 . طب هلنيستي و چيني. مسلماً بزرگترين شخصيت اين عصر جالينوس بود، بزرگترين پزشك باستان، پس از بقراط. جالينوس به برخي تجارب وظايفالاعضاشناسي بسيار جالبي دست زد. او به كشف گردش خون بسيار نزديك شد. و معلومات كالبدشناسي و طبي را كه تا زمان وي گرد آمده بود به طريقي آنچنان استادانه تنظيم كرد كه آثارش تا سدهٴ شانزدهم به صورت مهمترين مآخذ باقي ماند.
آرتايوس كه مقارن همان ايام برآمد، شايد پزشكي به همان عظمت جالينوس بود (ممكن است از او هم بزرگتر)، ولي او كمتر جزميت داشت و نتوانست خود را مانند جالينوس بقبولاند.
او توصيفهاي بسيار دقيقي از بيماريها عرضه كرد. منودوتوس كوشيد تا عقايد مكتبهاي تجربي و شكاكي را منظم سازد. ماركلوس سيدي دربارهٴ گرگپنداري1 و مصرف طبي ماهيان، فيلومنوس دربارهٴ سموم جانوران و پادزهر هر كدام، لئونيدس دربارهٴ اعمال جراحي گوناگون، و ماركلينوس دربارهٴ نبض آثاري نوشتند.
مدرسهٴ طبي ادسا (رها) ممكن است در آن هنگام وجود داشته باشد، گرچه تا مدتها بعد اهميت چشمگيري به دست نياورد. يك رسالهٴ طبي استادانهٴ سرياني ممكن است از محصولات